مرتضى مطهري
381
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
* ( و لا طالح الَّا صلح و تصطلح فى ملكه السباع و تخرج الارض نبتها و تنزل السماء بركتها و تظهر له الكنوز يملك ما بين الخافقين اربعين عاماً فطوبى لمن ادرك ايامه و سمع كلامه . ) * 24 . امام مظهر عدل و ايده آل انبياست ، نه مظهر ايده آل كهنه پرستان يا بيكارگان يا نژادپرستان يا بيماران عقده اى كه در شمارهء 27 و بعد به آنها اشاره خواهد شد . 25 . يكى از عناصر اساسى اين فكر و اين فلسفه ، عنصر نفى و انكار و ضد تسليمى است كه در اين فلسفه نهفته است . بايد توجه داشت كه همانطور كه در فلسفهء جديد تا حدودى اين مطلب روشن شده است ، يك موجود متكامل تا به مرحلهء نفى و انكار نرسد و وضع حاضر خود را طرد نكند به مرحلهء اثبات و كمال نمىرسد و همانطور كه در ورقه هاى معنى و ارزش آزادى ) * و ورقه هاى آزادى معنوى ) * گفتهايم آزادى صرفاً يك مفهوم منفى محض نيست ، واجد يك معنى اثباتى است و آن روح و حالت انكار و نفى و طرد است . نفى و طرد و انكار يك حالت اثباتى است . منفى ، امر اثباتى است و خود نفى نيز هجوم است ، نتيجه اش عدم مانع است . و از طرف ديگر ايده آل عالى و منطقى داشتن و كمال مطلوب جو بودن شرط رسيدن به حالت نفى و انكار است . انسان تخم مرغ زير مرغ نيست كه تحت عوامل طبيعى به حالت نفى وضع موجود خود برسد . در فلسفهء مهدويت ، حكومتها و رژيمها كه يا ظلم مطلقاند و يا ظلم و عدل نسبى ، همه طرد مىشوند و به آنها به عنوان مانعى براى عدل جهانى كه بايد از ميان برداشته شود نظر مىشود . 26 . از مطلب بالا يك نكتهء ديگر روشن مىشود و آن رسالت و وظيفهء مردم است . درست است كه عدل جهانى مانند نيروى حياتى است و جنبهء ماورائى دارد ، ولى تا موانع رفع نشود حيات تجلى نمىكند . پس وظيفهء مردم است مبارزه با موانع براى تسريع ظهور عدل مطلق . به عبارت ديگر تا مردم كمال جو و عدل مطلق طلب